شنبه 27 عقرب، 1396

افغانستان از آشفتگی داخلی تا فرسایش در سیاست خارجی

2

سید آصف حسینی

حضور کم تأثیر افغانستان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و هم زمانی آن با بحران امنیتی در شمال افغانستان، تناظر فرسایش سیاست خارجی و آشفتگی وضعیت داخلی افغانستان را به وضاحت به نمایش گذاشت. این واقعیت، رابطه مستقیم سیاست خارجی و داخلی را در افغانستان نمایان می سازد. چه آنکه سیاست خارجی، آئینه ی تمام نمایی سیاست داخلی یک کشور می باشد. بدین مفهوم، پریشان رفتاری های یک دولت در سیاست خارجی اش ، حکایت از آشفتگی سیاسی در حاکمیت داخلی دارد. چه آنکه قوام و استحکام سیاست خارجی، وابسته به قدرت و اقتدار سیاست داخلی است. دولت های که در فضای داخلی کشور، آرامش خاطر و کامیابی رضایت بخش دارند، در روابط دیپلماتیک خود با اعتماد به نفس و امیدواری تمام وارد چانه زنی می گردد. ازین رو، عدم موفقیت و افسردگی در مدیریت داخلی ، ضعف و ورشکستگی سیاسی را در بعد خارجی به همراه دارد.

مبانی سیاست خارجی را به صورت عملی و فراگیر، مسئله ی به نام« منافع ملی» شکل می دهد. در این رویکرد، منافع ملی ستاره ی رهنمای سیاست خارجی دولت ها به حساب می آید. بدین صورت مبنای سیاست گزاری خارجی و جهت گیری به مسایل بین المللی بر اساس منافع ملی کشور ها صورت می گیرد. در خوشبینانه ترین وضعیت، منافع ملی با اخذسیاست منافع مشترک بین دولت ها، خودش را نشان می دهد. منافع ملی چیزی نیست که در نظریه ها واذهان مطرح باشد بلکه عملا کشور ها به صورت واضح در روابط و تعاملات بین المللی شان این مسئله را به صورت عریان مطرح و معیار تعاملات شان قرار می دهد.

در افغانستان اما؛ وضعیت سیاست خارجی آشفته تر از همه چیز به نظر می رسد. هم اکنون موفقیت سیاست افغانستان در همه ی جوانب، با سیاست جهانی پیوستگی استوار دارد. و این پیوستگی تا آن حد افزونی یافته است که وابستگی سیاسی را به صورت واضح در اذهان پدید می آورد. با این هم، افغانستان از رویکرد و حسن رابطه ی جامعه جهانی به دلیل ضعف سیاسی خویش اصلا استفاده بهینه نتوانسته است. با آنکه از این اتفاق حتی کشور های متعارض با منافع ملی افغانستان مانند پاکستان نهایت استفاده تمام را کسب نموده است.

متأسفانه، افغانستان در طول حیات سیاسی جدید خویش، از آشفتگی و سردرگمی بی حد رنج برده است. حتی رفتار های متناقض و سیاست های متعارض، پالیسی سیاست خارجی کشور را به حالت ابهام آمیز در آورده است.

تداوم این آشفته بازار سیاسی و مدیریتی در روابط خارجی افغانستان، زیان های بی شماری را برای این کشور به وجود آورده است. بنا براین تا دیر نشده افغانستان باید رویکرد خود را در سیاست خارجی مشخص نماید. اگر افغانستان، رویکرد ائتلافی مبتنی بر استراتژی اتحاد با کشورهای دیگر را دارد می بایست سازو کارهای لازم آن سنجیده و ظرفیت ها آن نیز باید شناسایی شود. اگر افغانستان از رویکرد بی طرفانه و چند جانبه گرایانه پیروی می کند، نیز می بایست پالیسی آن دقیق و مشخص شده باشد. اگر افغانستان به دنبال انزوای سیاسی است باز هم باید تعریف ها و چارچوب های آن باید تعیین و به صورت استراتژیک طرح و بست یابد. اگر چنین توانایی برای تشخیص وجود ندارد باید در جلب و جذب نیروها در دستگاه دیپلماسی خارجی کشور تجدید نظر شود.

در خصوص تدوین استراتیژی ها و طرح های مدون و مشخص در سیاست خارجی کشور نیازمند آنیم که سیاست داخلی کشور نیز به سامان باشد.

در اتخاذ هر نوع استراتژی، ابتدا باید در داخل کشور ثبات سیاسی نهادینه گردد. ثبات سیاسی داخلی اما؛ اجماع و اراده سیاسی همه جانبه و همه گیر را در داخل افغانستان ضرورت دارد که در نبود چنین اجماع داخلی ثبات به وجود نخواهد آمد. بدون ثبات سیاسی، یک نظام سیاسی آشفته نمی تواند روابط خارجی پویا و مؤثری را با نظام بین الملل و منطقه داشته باشد.

به همین دلیل افغانستان بعنوان یک کنشگر سیاسی در سطح منطقه و جهان تلقی نمی گردد بلکه تمام رفتارهای سیاسی و تصامیم بر اساس یک نوع عکس العمل و واکنش در برابر کنش گران دیگر است. عملا دراین سال ها سیاست خارجی افغانستان یک نوع پاسخگویی به اهداف سیاست خارجی کشورهایی مثل ترکیه، عربستان، قطر، پاکستان و دیگر کشور ها بوده است و افغانستان خود هیچگاه نتوانسته است سیاست خارجی این کشورها را مبتنی بر منافع خود جهت دهی نماید. شاید چه بسا بتوان گفت هنوز در کشور تعریف روشنی از منافع ملی وجود ندارد.

بنابر این تا زمانی که سیاست خارجی کشور بر اساس منافع ملی واضح ومعین ترسیم نگردد بعید است که بتوانیم در روابط خارجی با کشورهای دیگر منفعت ملی خویش را کسب نماییم.

با توجه به آنچه گفته آمد سیاست خارجی کشور تنها زمانی می تواند چالش ها و موانع جدی خود را پشت سر بگذارد که در درون به یک ثبات و اقتدار ملی مبتنی بر اجماع ملی دست یابد. این اجماع و اعتماد گسترده ملی فراهم نمی شود مگر با تعریف سیاست های روشن و شفاف در قبال مسائل مهم جنگ و صلح، مبارزه با فساد، برقراری عدالت و توازن لازم در بازسازی کشور و ایجاد ظرفیت های برابر برای تمامی ساکنان کشور.

بایسته است دولت مردان کشور ما این مسائل را اولویت اصلی خود قرار داده و افغانستان را با شتاب و سرعت هر چه تمام تر به سمت شکوفایی هدایت نماید. در غیر این صورت هر چه زمان می گذرد افغانستان فرصت های بیشتری را از دست خواهد داد و ما شاهد یک فرآیندطولانی فرصت سوزی ها درکشور خواهیم بود.

آدرس کوتاه این مطلب:
http://markazipress.com/?p=14907

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبرگزاری مرکزی - © 2017