دوشنبه 1 عقرب، 1396

از تقلای اپوزیسیون تا استواری دولت وحدت ملی

دولت وحدت ملی

سید آصف حسینی

قدرت تنها در جدال با رقیب است که خودش را بازسازی می کند و پویایی می یابد. قدرت در غیاب رقیب اما، زود فربه می شود و به رخوت گرفتار می گردد. در این وضعیت بافتار قدرت، استحکام خودش را از دست می دهد و قوام آن به استهلاک نزدیک می شود. دموکراسی اما، سهمیه ی قدرت را همیشه عادلانه توزیع می کند و از فربه شدن قدرت جلوگیری می کند. به همین اساس است که تمرکز و انحصار در دموکرسی جایگاه خودش را از دست می دهد.

قدرت مطلق، در مرور زمان پوسیده می گردد، بدین سبب که از تغییر شرایط و نیاز های زمانه ی سیاست غافل می ماند و کم کم در پیچ های خطر ناک شرایط، به سقوط مواجه می شود. دموکراسی اما وضعیتی را پدید می آورد که در آن فضا، قدرت مجبور است که در هر زمان خودش را پاسخگو و فعال احساس کند، وگرنه مجبور است که صحنه را برای رقیب واگذار نماید. بدین رهیافت، دموکراسی تنها فضایی همگانی نیست، بلکه همچون هوای پاکی است که فضایی شفاف و تازه را برای نفس کشیدن قدرت و رقیب قدرت پدید می آورد. با این اصل، دموکراسی برای رشد و پویایی قدرت حاکم، وجود مقاوم رقیب را نیز یک اصل حیاتی در نظر می گیرد و بر وجود آن اصرار می ورزد.

دموکراسی کهولت سن را برای قدرت حاکم، نا پسند و خطرناک می داند، درست با همین اصل است که برای قدرت حاکم، جانشینی و تحول را یک امر واجب می داند. اصل تحول و جانشینی در قدرت، وجود و ایجاد قدرت رقیب را به صورت اپوزیسیون، حیاتی می داند. اپوزیسیون بعنوان قدرت رقیب برای اقتدار حاکم، همیشه خودش را به روز رسانی می کند و برای تحویل گیری قدرت آمادگی می گیرد. این وضعیت از کهولت قدرت حاکم جلوگیری می کند و در کنار آن نیرو های جوان را برای سهم گیری در قدرت ترغیب و آماده می سازد. با این فرایند است که قدرت در تاروپود جامعه نفوذ می نماید و ذهن شهروندان را به مسایل سیاسی زمانه حساس و مسئول تربیت می کند.

مسئولیت تحویل گیری قدرت برای قدرت رقیب، نیازمند آنست که قدرت رقیب دارای برنامه ی کامل برای جاگزینی قدرت حاکم باشد. در غیر این صورت، قناعت عام را به دست آورده نمی تواند و از اقبال عمومی حذف می گردد. این امر، نهاد اپوزیسیون را مجبور می سازد که برنامه های حاکم را به صورت کارشناسانه نقد نموده و برنامه کارشناسی شده را برای جاگزینی در دست داشته باشد. تجربه ثابت ساخته است که تنها تولید برنامه به امید جاگزینی، برای نهاد اپوزیسیون چندان سعادت بخش نیست و حتی نیروهای اپوزیسیون را آرمانی و ذهنی بار می آورد و از چانه زنی عملی و مفید تهی دست می گذارد. بدین ضروت، علاوه بر برنامه سازی، استراتژی و ساختار سالم و با ثبات، برای نهاد اپوزیسیون اصل اولیه است. پیکر بندی نا متجانس در ساختار تشکیلات اپوزیسیون، حتی این نهاد را در برنامه سازی دچار اختلال می سازد.

در افغانستان اما، قدرت همیشه خاصیت مطلق انگاری و مطلقه داشته است. به همین خوی و خاصیت بود که رقیب همیشه به دیده دشمن پنداشته می شد. از همین رو بود که رقیب پیوسته در جستجوی قدرت فیزیکی برای نفوذ در ساختار قدرت بوده است. این وضعیت متأسفانه فضای سیاست را در افغانستان طوری بار آورد که خشونت و باج گیری، جزء بازی قدرت در افغانستان گردید. به همین شیوه است که در افغانستان، خواسته های اساسی و سیاسی، از راه خشونت و باج گیری دنبال می گردد. در این قاعده ی بازی متأسفانه تعامل و مدارا جای چندانی برای رشد نیافته است. در فرهنگ باج و خشونت، قدرت امر مشترک پنداشته نمی شود. بلکه امرحیثیتی و شرافتی می گردد که جز خویشاوندی کسی به صورت نا محرم، در حریم قدرت نبایستی حضور داشته باشد. ازین رو است که به جای تعامل و کنار آمدن درقدرت، کنار رفتن رقیب از قدرت و دست یابی مطلق رقیب دیگر به قدرت، اصل پذیرفته شده است.

دست یازیدن اپوزیسیون به خشونت فیزیکی در افغانستان، دقیقا بر خاسته از همین فضا و فرهنگ سیاسی و اجتماعی است. بر همین اساس است که در افغانستان اپوزیسیون مسلح بیش از حد قدرت و گستردگی یافته است. اپوزیسیون مسلح، در خوی و خصلت، از قدرت خودکامه چیزی کم ندارد. بدین معنا که اپوزیسیون مسلح جز کسب قدرت به صورت تمام، دیگر اندیشه و تلاشی ندارد. کسب قدرت به صورت مطلق، جز حذف قدرت حاکم دیگر امر ممکن نیست. انتقال قدرت به این روش و منش، هیچ تأثیری مثبت و سازنده ی برای جامعه ندارد و دموکراسی را برای همیشه نابود می سازد. بر همین اساس است که دموکراسی از دهه چهل تا به امروز در افغانستان نا امید و سرخورده مانده است.

اپوزیسیون به صورت هم خو با دموکراسی، تنها در زمان حکومت حامد کرزی، شکل گرفت، اما چندان سازوکار فنی نداشت. بدین صورت که از عنصر نقد فنی و ارائه برنامه ی فنی در راستای بهسازی مدیریت کشور، عاری و مبری بود. چه آنکه برنامه ی به صورت مکتوب و مدونی، از طرف اپوزیسیون در دسترس رسانه و نخبگان اجتماعی قرار نگرفت. چه آنکه اصلا منتشر و مطرح نشد. با این هم اپوزیسیون از لحاظ تشکیلات و ساختار، قابل توجه و دقت بود. این اپوزیسیون توانست که در زمان انتخابات با قدرت تمام قامت راست کند و در تشکیلات دولت وحدت ملی پنجاه در صد سهم خالص ببرد.

با این وضعیت، دولت وحدت ملی، اپوزیسیون سابقه را هضم نمود و آن را فرو بلعید. در این فرایند براساس توافق، دولت وحدت ملی می بایست که رئیس اپوزیسیون را معرفی کند و امتیاز دولتی را برای او در نظر بگیرد. با این سیاست، نهاد اپوزیسیون به سادگی بازیچه و از حیثیت تهی می گردد. اما دولت وحدت ملی تا هنوز به این کار، اقدام نکرده است. در خلاء معرفی اپوزیسیون دولتی، تیم اصلاحات و همگرایی، تا هم اکنون مشی و خرام، اپوزیسیونی را از دست نداده است. بدین سبب است که ریاست اجرائیه در چندین نطق رسمی خود، به صورت و حالت اپوزیسیونی کم کاری های دولت را به اعتراض گرفت.

در کنار این، از بدو تولد دولت وحدت ملی، انتقاد های بسیاری به آدرس دولت سرازیر شده است ولی این انتقاد ها بیشتر به صورت فردی بوده است. اولین نهادی که به صورت رسمی در وادی رقیب دولت قامت بر افراشت، کنگره ملی به سردمداری لطیف پدرام بود. اما این قامت با تمام برازندگی، قبای اپوزیسیون مقتدر را نتوانست که بر شانه ی خویش بیفکند.

حامد کرزی تنها فردی سیاسی کشور بود که سرانجام تیم و هواداران سابقش را منسجم ساخت و شورای حراست و ثبات افغانستان را در صحنه پدید آورد. هرچند که باعث آشفتگی های موجود افغانستان، بسیاری از اعضای همین تیم است، اما باز هم حامد کرزی با تمام حیثیت و ذخایر دوران حکومت اش به میدان آمده است. دیده شود که این بار این سیاستگر سنتی و چالاک در فضایی مشوش موجود و طالبان پراکنده، در برابر قدرت حاکم چگونه می خرامد؟

آدرس کوتاه این مطلب:
http://markazipress.com/?p=18725

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبرگزاری مرکزی - © 2017